اسلام دینی زیبا و زندگی بخش
اسلام دینی جهانی ، پیامبر رحمتی برای جهانیان ... لطفا با تنگ نظری و ناآگاهی ، دایره اش را محدود نكنیم..
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


هلـــه نومیـــد نباشی کـــه تـــو را یـــار بــراند

گـــرت امروز بـــراند نــه کـــه فـــردات بخواند

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کـــن آن جا

ز پس صبر تـــو را او به ســـر صـــدر نشاند

و اگــر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرهــا

ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند.

دوستان اسلام ما زیباست ، زیباییهایش را ببینیم ، نازیبائیها را حاصل برداشت های غلط

از اسلام بدانیم ، همیشه در پی جواب این سوال باشیم : آیا اسلامی كه ما داریم واقعا

همان اسلامی است كه خداوند آنرا برایمان می خواهد واقعا ؟! واقعا؟! بعدا در مورد

اسلام زیبا قضاوت كنیم .
راه ارتباطی با مدیر وبلاگ :
abal.360@gmail.com

مدیر وبلاگ :عبدالله
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان در مورد وبلاگ " اسلام دینی زیبا و زندگی بخش " چیست؟





به حول و قوه ی الهی تصمیم داریم موضوعات اصول فقه امام محمد غزالی موسوم به المستصفی را در این صفحه بیاوریم باشد كه طلاب علوم دینی بتوانند از آن استفاده برده و نظرات خود را در این زمینه در ذیل هر موضوع ارائه دهند . لازم به ذكر است موضوعات بر اساس رشته هایی كه این درس به عنوان درس غیر تخصصی آنان قرار داده شده است مورد بررسی قرار می گیرد چرا كه در رشته ی علوم شریعت این درس به عنوان درس تخصصی است و بررسی بیشتری را می طلبد . 

كتاب اصول فقه در چهار بخش مورد بررسی قرار می گیرد . برای تقریب ذهن احكام شرعی را به ثمره تشبیه می كنیم و بر اساس این تشبیه بخش ها به صورت زیر ارائه می گردد


الف: الثمرة : یعنی احكام كه شامل وجوب ، حرام ، ندب ، كراهت ، اباحت ، حسن ، قبیح ، قضاء ، اداء ، صحت ، فساد ، و .... می باشد

 ب :المثمر ( به كسر میم دوم ) : كه شامل ادله می باشد : كتاب و سنت و اجماع . 

ج : طرق الاستثمار : یعنی وجوه دلالت ادله . كه مشتمل بر چهار روش است : دلالت اقوال بر چیزی با یكی از چهار روش است : با صیغه اش ، یا با فحوا و مفهومش یا با اقتضا و ضرورتش و یا با معقول و معنایی كه از آن استنباط می شود . ( هركدام از این موارد در جای خود مورد بررسی قرار خواهد گرفت 

د: المستثمر : كه همان مجتهد باشد و بایستی صفات و شروط و احكامش را فهمید . 

بنابراین اصول بر این چهار قطب بررسی علمی می گردد . 

این ماده ی درسی برای رشته ی تفسیر و دعوت دو ساعت در هفته گذاشته شده است و ماده ی مربوط به آن در زیر آمده است

2 ساعت در هفته برای هر یک از کلاس‌های اول، دوم، سوم و چهارم، بر اساس کتاب مستصفی امام غزالی.

الف) مقرر کلاس اول: از اول کتاب تا اول اجماع با حذف مقدمه و تخفیف در مسائلی از بخش سنت که در مصطلح به آن پرداخته شده است.

ب) مقرر کلاس دوم: اجماع و اصول موهومه و امر و نهی.

ج) مقرر کلاس سوم: عموم و خصوص تا اول قیاس.

د) مقرر کلاس چهارم: از اول قیاس تا آخر کتاب.

روش تدریس: مسائلی از اصول مطرح شود که محل اتفاق است یا اکثر اصولیین صحت آن را ترجیح داده‌اند و بر آن‌ها استدلال کند و نظریه‌های مخالف را فقط ارائه دهد.

مراجع: 1- البرهان للامام الحرمین. 2- المعتمد لابی الحسین بصری. 3- المحصول للرازی. 4- الإحکام للآمدی. 5- الموافقات للشاطبی. 6- اصول الفقه لأبی زهرة.  7- اصول الفقه لمحمد خضری بیک.

 

جلسه ی اول 

شروع بحث : قطب اول / الثمره یا احكام 

حقیقت حكم 

حكم عبارت است از خطاب شرع هرگاه به افعال مكلفین تعلق گیرد لذا : 

حرام آن است كه قول شارع در موردش این باشد : اتركوه و لا تفعلوه 

واجب آن است كه شارع در موردش بگوید : افعلوه و لا تتركوه 

مباح آن است كه شارع در موردش بگوید : إن شئتم فافعلوه و إن شئتم فاتركوه 

بنابر این هر گاه این خطاب از جانب شرع نباشد دیگر حكم نخواهد بود . بر این اساس عقیده ی ما در سه مساله ی زیر شكل می گیرد : 

1- عقل نمی تواند حسن و قبح افعال را تشخیص دهد . 

2- عقل نمی تواند شكر منعم را واجب بداند .

3- قبل از ورود شرع افعال حكمی ندارند .

بررسی سه مساله ی فوق 

1- حسن و قبح افعال 

معتزله (1) قائلند : افعال دو گونه اند : حسن یا قبیح ، و هر كدام یا با 

الف - ضرورت عقل فهمیده می شوند مانند : حسن نجات دادن غریق ، شكر منعم ، شناخت حسن راستگویی ، قبح كفران ، قبح تعذیب بیگناهان ، قبح دروغی كه هیچ فائده ای به همراه ندارد ....

ب-  و یا با نظر عقل فهم می شود : مانند : حسن راستگویی كه در آن ضرر است ، قبح كذبی كه در آن نفع است .. 

ج- و یا از طریق شرع فهمیده می شود : مانند حسن نماز ، حج و سایر عبادات ..  

خلاصه اینكه : عقل می تواند حسن و قبح افعال را تشخیص دهد . 

اما جواب : 

ابتدا باید معنای حسن و قبح را فهمید و بعد نظر داد كه آیا عقل می تواند آن را تشخیص دهد یا خیر ؟ 

در مورد معنای حسن و قبح سه اصطلاح داریم : 

1- اصطلاح مشهور عامی : افعالی كه موافق غرض ماست : حسن . افعالی كه مخالف غرض ماست : قبیح . افعالی كه نه موافق غرض ما و نه مخالف غرض ماست : عبث 

بر اساس این اصطلاح : یك فعل اگر موافق غرض زید باشد و مخالف غرض عمرو باشد در حق زید حسن و در حق عمرو قبیح خواهد بود .

مثال : قتل پادشاهی بزرگ به نسبت دشمنانش حسن و به نسبت دوستانش قبیح می باشد.

نزد این گروه گذاشتن اسم حسن و قبح بر افعال مانند اطلاق آن بر صورت هاست : اگر كسی از چهره ای خوشش بیاید آن را حسن می داند و اگر بدش بیاید آنرا قبیح ، چه بسی شخص واحد نزد زید حسن باشد و نزد عمرو قبیح . 

2- اصطلاح دوم : حسن آن است كه شرع فاعلش را ستایش كرده باشد .

3- اصطلاح سوم : حسن آن است كه شرع برای انجامش محدودیتی قائل نشده است و شخص می تواند آن را انجام دهد . 

لذا : اگر شرع وارد نشده باشد تشخیص حسن و قبح افعال فقط از طریق اول امكان پذیر است ( چرا كه دو اصطلاح دیگر به ورود شرع منوط است ) یعنی موافقت با طبع و مخالفت با آن و این مساله به نسبت احوال و شرائط فرق می كند لذا وصفی عرضی است نه ذاتی چرا كه اگر وصف ذاتی بود باید در همه ی احوال یكسان بود و به نسبت شرائط و احوال ثابت می ماند و یك چیز در همه ی احوال باید یا حسن بود یا قبیح كه بر اساس اصطلاح اول اینگونه نیست ... . 

گزینش و ترجمه : عبدالله دریایی

 

-------------------------------------------------------

(1 ) موسس معتزله

موسس مكتب اعتزال را واصل بن عطاء الغزال می­دانند.كنیه وی ابو حذیفه المخزومی است.متولد مدینه در سال هشتاد هجری است.

واصل در مكتب حسن بصری كسب علم می­نمود و به سبب جدائی از رأی حسن بصری وحلقه درس او به معتزله مشهور شدند. وی بنیانگذار مكتب معتزله بصره می­باشد.نظر او باعث اختلاف شدید در جامعه كلامی اهل سنت شد. با نظریات او و همفكرانش مكتب كلامی جدیدی در اهل سنت ظاهر شد كه سرسختانه با اهل حدیث مقابله می­نمودند.

 واصل درسال 131 هجری دار فانی را وداع گفتولی اساس مذهب معتزلی كه بر مبنای خردگرایی و آزاد اندیشی و دوری از جمود است ادامه یافت. معتزله با همین مبنا به مخالفت با اهل حدیث و بسیاری ازنظریات ایشان دست زدند.

معتزله  به اصحاب العدل و توحید شهرت یافتند ومُلقّب به عدلیه و قدریه بودند.

 وجه تسمیه

گفته شده چون واصل بن عطاء حلقهٔ درس حسن بصری  را رها کرد و حلقهٔ درس جدیدی بر اساس اعتقادات خود تشکیل داد این فرقه را فرقهٔ اعتزال ( اجتناب و کناره‌گیری) نامیده‌اند.

 اولین مساله اختلافی

مسأله اختلافی واصل با آرای دیگران و بروز آن در مجلس درس حسن بصری این بود كه آیا مسلمانی كه مرتكب كبیره است، منافق است یا كافر؟ در این مساله دو نظر مطرح بود. عده­ای مورد سوال را كافر می­دانستند و عده­ای فتوی به نفاق داده بودند، اما واصل بن عطاء با طرح نظریه منزلة بین المنزلتین نه قائل به كفر این شخصیت است نه قائل به نفاق او بلكه بین كفر و ایمان و شرك و نفاق واسطه و منزلتی را برای او تعیین می­نمود.این نظر اساس فكر و اندیشه معتزلی شد.

 اصول مكتب اعتزال

گفته شده است كه عقائد معتزله بر پنج اصل تحریر یافته است:

1.التوحید

 2.العدل

 3.الوعد و الوعید

 4.المنزلة بین المنزلتین

 5.الامر بالمعروف و النهى عن المنكر

 گسترش مكتب معتزله و فرق معتزلی

معتزله علاوه بر انقسام به دو منهج بزرگ به نامهای معتزله بغداد و معتزله بصره (كه مراکز اصلی تدریس وتحصیل معتزلی بود) به بیش از بیست گروه در آمدند که جز در پنج اصل مكتب معتزلی، در اکثر مسائل با هم اختلاف دارند. این فرق عمدتاً كلامى بوده و اختلاف و افتراقشان با یكدیگر در مسائل اعتقادى می­باشد. ابو منصور بغدادى مهمترین مذاهب و فرق معتزله رابه این ترتیب بیان می­كند: واصلیه، عمرویه، هذلیه، نظامیه، اسواریه، معمریه، اسكافیه، جعفریه، بشریه، مرداریه، هشامیه، ثمامیه، جاحظیه، خابطیه، حماریه، خیاطیه، صالحیه ،مریسیه، شحامیه، كعبیه، جبائیه و بهشمیه.

 واکنش خلفاء

در زمان بنی­امیه، معتزله قدرت چندانی نداشت و خلفای بنی­امیه نیز خیلی متعرض معتزله نمی‌شدند . بلكه با تحلیل تاریخ می توان بنی­امیه را از مخالفان معتزله محسوب كنیم.  اما در زمان حکومت بنی­عباس، به دلیل اینکه عقاید معتزله هماهنگ با سیاست های بنی­عباس بود معتزله مورد حمایت دستگاه خلافت قرار گرفت و به ارج و منزلتی بالا دست یافت. در میان خلفای عباسی از جمله مأمون به حمایت صریح از عقاید معتزله پرداخت و مخالفان آن‌ها (اهل حدیث) را تحت فشار قرار داده و به زندان انداخت. معتصم و واثق نیز روش مأمون را ادامه دادند. اما متوكل به مخالفت به معتزله پرداخته و با تحت فشار قرار دادن جریان عقل گرایی و از جمله معتزله، این جریان را در انزوا فرو گزارد و این خود از عوامل سقوط معتزله شد.

 عوامل سقوط و انزوای معتزله

الف. مهمترین عامل شكست نهضت­ها، انقلاب­ها و مذاهب فكرى و سیاسى، از درون خودشان نشاءت مى­گیرد. مهمترین عاملى كه معتزله را در سراشیبى سقوط قرارداد خود آنها بودند. معتزله با ورود به دربار ماهیتی سیاسی را برای خود ترسیم نمود و در واقع مكتب علمی، كلامی معتزله به حزب سیاسی معتزله تبدیل شد. بی تردید رشد و شكست احزاب سیاسی به حامیان ایشان یعنی دربار بنی عباس، وابسته است. همانطور كه بیان شد یكی از عوامل رشد معتزله حمایت دربار بود و واضح است كه عدم حمایت خلفاء نیز تأثیر مهمی در منزوی شدن معتزله داشت.

 ب.سركوب مخالفین معتزله در ابتداء به رشد معتزله انجامید اما بعد از مدتی به یكی از عوامل براندازی معتزله منجر شد. معتزله با كمك حكومت عباسی بشدت مخالفانشان را سركوب نمودند. سركوب مخالفان براى آنان مظلومیتى بوجود آورد. تجلى بارز این حقیقت، برخورد آنان با احمد حنبل است كه در دوره حاكمیت معتزله دائماً تحت فشار و آزار بود اما به هنگام افول قدرت معتزله وقتى احمد حنبل می­میرد بر جنازه او چندان مردم حاضر شدند كه چنان جمعیتی بر جنازه هیچكس از گذشتگان دیده نشده بود.

 





نوع مطلب : تخصصی طلاب علوم دینی، 
برچسب ها : اصول فقه، المستصفی، اصول فقه غزالی، حسن و قبح افعال، معتزله،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 مهر 1393
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
  تماس با ما
جزیره قشم
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic