تبلیغات
اسلام دینی زیبا و زندگی بخش - زن زناكار و جوان مومن ( داستان زیبای نبوی صلی الله علیه و سلم )
اسلام دینی زیبا و زندگی بخش
اسلام دینی جهانی ، پیامبر رحمتی برای جهانیان ... لطفا با تنگ نظری و ناآگاهی ، دایره اش را محدود نكنیم..
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


هلـــه نومیـــد نباشی کـــه تـــو را یـــار بــراند

گـــرت امروز بـــراند نــه کـــه فـــردات بخواند

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کـــن آن جا

ز پس صبر تـــو را او به ســـر صـــدر نشاند

و اگــر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرهــا

ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند.

دوستان اسلام ما زیباست ، زیباییهایش را ببینیم ، نازیبائیها را حاصل برداشت های غلط

از اسلام بدانیم ، همیشه در پی جواب این سوال باشیم : آیا اسلامی كه ما داریم واقعا

همان اسلامی است كه خداوند آنرا برایمان می خواهد واقعا ؟! واقعا؟! بعدا در مورد

اسلام زیبا قضاوت كنیم .
راه ارتباطی با مدیر وبلاگ :
abal.360@gmail.com

مدیر وبلاگ : عبدالله دریایی
نظرسنجی
نظرتان در مورد وبلاگ " اسلام دینی زیبا و زندگی بخش " چیست؟





داستان زیر برگرفته از گفتار نبی مكرم اسلام صلی الله علیه و سلم است 

داستان شماره 24

جریح عابد

مترجم : عبدالله دریایی 

در زمانهای بسیار دور جوانی عابد به اسم جریح زندگی می کرد در صومعه ای که در بالای کوه قرار داشت مشغول عبادت بود حتی یک لحظه را هم بدون عبادت نمی گذراند و جز مقدارکمی از شب را به نماز می ایستاد و دست به دعا بود و با انجام اعمال نیک به خداوند نزدیکی می جست .

روزی از روزها که مشغول نماز خواندن بود و با پرودگارش راز و نیاز می کرد ناگهان صدای مادرش را شنید که او را صدا می زد : ای جریح ای جریح پسرم تو کجایی ؟ 

جریح با خود گفت : آیا جواب مادرم را بدهم یا به نماز ادامه دهم ؟ نمازم بخاطر آفریدگارم است که هیچ کس از او برایم دوست داشتنی تر نیست ، لذا جریح ندای مادر را پاسخ نگفت و به نماز ادامه داد و مادر از او ناراحت شد و اینگونه دست به دعا برداشت : خدایا تا زمانیکه فرزندم جریح را با زنان بدکاره و زناکار مواجه نکرده ای او را نمیران . مادر جریح زنی بی توجه بود اما خداوند دعای او را قبول کرد تا بدین وسیله جریح را امتحان کند و مردم ببینند که آیا این عابد در امتحان خداوندی قبول خواهد شد یا خیر ؟ هنوز بیشتر از چند ساعت نگذشته بود که زنی زیبا و گناهکار و فاسق به صومعه ی جریح نزدیک شد و وارد صومعه گشت و نزدیک جریح نشست و می خواست که او را لمس کند اما جریح خود را کنار می کشید . زن زناکار طوری عمل می کرد که جریح او را همانند همسر خود تصور کند . جریح از نافرمانی خدا کردن واهمه داشت ومی خواست او را از صومعه اش بیرون کند اما تصمیم گرفت قبل از آن او را نصیحت کند به او گفت : ای زن بوسیدن زن  توسط مرد در دین خداوندی درست نیست مگر اینکه آن زن همسر یا کنیزک یا مادر یا خواهر یا مادر بزرگ یا عمه و یا خاله ی شخص باشد ، زن فاجره گفت : ای جریح من نیامده ام که با تو ازدواج کند بلکه می خواهم بدون ازدواج با من رابطه بر قرار کنی رابطه ای که خداوند آنرا نمی پسندد و اگر اینکار را انجام ندهی با مشکل روبرو خواهی شد . در این هنگام بود که جریح آن زن را از صومعه اش بیرون انداخت . زن با خود تصمیم گرفت که از او انتقام بگیرد چون به خواسته ی نامشروعش تن نداده بود و خلاف دستور خداوندی عمل نکرده بود ، نزد یکی از چوپانان خدانترس رفت و از او خواست که با او رابطه ی نامشروعی که موجب خشم خداوندی است انجام دهد و چوپان بدبخت هم به خواسته ی او عمل کرد . نه ماه گذشت و زن زناکار بچه ای را که به آن حامله بود وضع حمل کرد آن بچه را برداشت و نزد مردم آمد و رو به آنها کرد و به دروغ اظهار کرد : ای مردم این پسر بچه ای را که می بینید پسر جریج عابد و زاهد است کسی که شما گمان می کنید او از خدا می ترسد و همیشه او را عبادت می نماید و اصلا نافرمانی او را نمی کند او بود که با من رابطه ی نامشروع برقرار کرد و این بچه هم بچه ی اوست .

مردم هم بدون اینکه تحقیقی بکنند ادعاهای این زن بدکاره را قبول کردند و فورا به صومعه ی جریح رفتند و هر چه ناسزا بود نثارش کردند و آنقدر او را زدند که جسد پاک جریح خون آلود شد و صومعه اش را هم خراب نمودند . او دانست که این حادثه بخاطر دعای مادرش است آن هنگام که او را ناراحت ساخت و ندایش را پاسخ نگفت ، لذا به سوی خداوند توبه کرد و تصمیم گرفت که با مادرش به نیکی رفتار نماید سپس بلند شد و وضو گرفت و جلو همه مردم که بر او خشم گرفته بودند به نماز ایستاد و از خداوند می خواست که او را از این مصیبت نجات دهد و در امتحان موفق گرداند . نماز جریح ساعتها به طول انجامید و پروردگارش را خاشعانه و با گریه و زاری فرا می خواند بگونه ای که همه کسانی که آنجا بودند به گریه افتادند . وقتی نمازش تمام شد رو به سوی بچه ی شیرخواره گذاشت و به او گفت : ای بچه پدرت کیست ؟ یکی از افراد گفت : ای جریح چگونه بچه ای که یک روزه است می تواند صحبت کند ؟و چطور می تواند جوابت را بدهد ؟ خداوند در میان تعجب همگان نوزاد را به سخن آورد که می گفت : پدرم چوپان است . همگی با شنیدن صدای نوزاد از کرده ی خویش پشیمان شدند و در حالیکه گریه می کردند از او می خواستند بخاطر ستمی که به نسبت او مرتکب شده اند و صومعه اش را خراب نموده اند آنها را ببخشاید چرا که آنها دقائقی قبل کراماتی را که راستگویی او را ثابت می کرد مشاهده نمودند . از جریح تقاضا کردند که به آنها اجازه دهد که صومعه اش را از طلا درست کنند اما جریح گفت : خیر می خواهم صومعه ام از گل باشد . و بقیه ی عمر خویش را باعزت و سربلندی در میان اهالی شهر سپری کرد و به عبادت خداوند مشغول بود و به مادرش نیکی می کرد اما زن زناکار و چوپان سزای کار بدشان را دیدند و اهل روستا آنها را به سرزمینی دور دست تبعید نمودند .

برگرفته از كتاب : رحله مع 30 حدیثا نبویا ، محمد عدنان غنام     

مترجم : عبدالله دریایی ( استفاده با ذكر آدرس وبلاگ بلامانع است ) 





نوع مطلب : داستان های بسیار زیبا و كودكان ، 
برچسب ها : زن زناكار و جوان مومن، دعای مادر، جریح عابد، داستان نبوی زیبا، داستان زیبا، داستان زیبای پیامبر صلی الله علیه و سلم،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 11 آذر 1393
سه شنبه 11 آذر 1393 12:47 ب.ظ
سلام چند روزیه دارم وبلاگ هایی که مطالب جدید میزارن رو جمع می کنم یه لیست بزرگی شده دعوت می کنم تو هم وبلاگت رو توی این لیست ثبت کنی
سه شنبه 11 آذر 1393 10:43 ق.ظ
سلام خیلی دوست دارم با سایت ها و یا وبلاگ هایی شبیه شما تبادل لینک داشته باشم.شاید شما هم خوشتون بیاد کافیه یه سر به من بزنی و تصمیم بگیری
سه شنبه 11 آذر 1393 10:42 ق.ظ
فقط چند روزه وبلاگم رو راه اندازی کردم ، موضوع وبلاگ من یکم اختصاصیه ، یعنی فقط با وبلاگ های پر محتوا مثل وبلاگ تو تبادل لینک می کنم . اینجوری هم بازدید تو زیاد میشه و هم بازدید من.

ممنون میشم یه سر بزنی و باهام تبادل لینک کنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
  تماس با ما
جزیره قشم
تحلیل آمار سایت و وبلاگ