تبلیغات
اسلام دینی زیبا و زندگی بخش - پاسخنامه تفصیلی امتحان اصول فقه المستصفی( اول عالی برادران) قسم تفسیر
اسلام دینی زیبا و زندگی بخش
اسلام دینی جهانی ، پیامبر رحمتی برای جهانیان ... لطفا با تنگ نظری و ناآگاهی ، دایره اش را محدود نكنیم..
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


هلـــه نومیـــد نباشی کـــه تـــو را یـــار بــراند

گـــرت امروز بـــراند نــه کـــه فـــردات بخواند

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کـــن آن جا

ز پس صبر تـــو را او به ســـر صـــدر نشاند

و اگــر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرهــا

ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند.

دوستان اسلام ما زیباست ، زیباییهایش را ببینیم ، نازیبائیها را حاصل برداشت های غلط

از اسلام بدانیم ، همیشه در پی جواب این سوال باشیم : آیا اسلامی كه ما داریم واقعا

همان اسلامی است كه خداوند آنرا برایمان می خواهد واقعا ؟! واقعا؟! بعدا در مورد

اسلام زیبا قضاوت كنیم .
راه ارتباطی با مدیر وبلاگ :
abal.360@gmail.com

مدیر وبلاگ :عبدالله
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان در مورد وبلاگ " اسلام دینی زیبا و زندگی بخش " چیست؟





سال تحصیلی 94-93 

طراح : عبدالله دریایی

1-در مورد حسن و قبح افعال

الف- نظر معتزله را در این زمینه بگویید

جواب

معتزله قائلند : افعال دو گونه اند : حسن یا قبیح ، و هر كدام یا با - ضرورت عقل فهمیده می شوند مانند : حسن نجات دادن غریق ، شكر منعم ، شناخت حسن راستگویی ، قبح كفران ، قبح تعذیب بیگناهان ، قبح دروغی كه هیچ فائده ای به همراه ندارد 


-  و یا با نظر عقل فهم می شود : مانند : حسن راستگویی كه در آن ضرر است ، قبح كذبی كه در آن نفع است

- و یا از طریق شرع فهمیده می شود : مانند حسن نماز ، حج و سایر عبادات ..  

خلاصه اینكه : عقل می تواند حسن و قبح افعال را تشخیص دهد .

ب- قول راجح را در این باب با استدلال بیان كنید : 

جواب :  اگر شرع وارد نشده باشد تشخیص حسن و قبح افعال فقط از طریق موافقت و منافرت با طبع فهمیده می شود یعنی هر آنچه موافق طبع باشد حسن و آنچه كه مخالف طبع باشد قبیح است  و این مساله به نسبت احوال و شرائط فرق می كند لذا وصفی عرضی است نه ذاتی چرا كه اگر وصف ذاتی بود باید در همه ی احوال یكسان بود و به نسبت شرائط و احوال ثابت می ماند و یك چیز در همه ی احوال باید یا حسن بود یا قبیح كه واقع امر اینگونه نیست  ... . 

2- با توجه با مثال زیر به سوال پاسخ دهید : 

پادشاهی بزرگ كه به اصل دین معتقد نیست و انتظار پاداش را ندارد شخص ضعیفی را كه مشرف به هلاك است را می بیند و به نجاتش تمایل پیدا می كند و این مساله هم موافق غرض او نیست چرا كه در نجاتش دچار سختی می شود. شما بگویید آیا این مساله دال بر ذاتی  بودن حسن نجات غریق نیست ؟ كاملا توضیح دهید .

جواب : خیر ، نجات شخص ضعیف توسط پادشاه می تواند دلائلی غیر از حسن ذاتی این امر داشته باشد كه همه به اغراض بر می گردد من جمله : پادشاه خود را بجای آن شخص تصور می كند و عدم نجات خود توسط دیگران را امری قبیح می پندارد لذا مبادرت به نجات شخص می نماید ، یا اینكه بخاطر ستایش دیگران اینكار را می كند كه این هم علتش موافقت با غرضش هست ، و یا اینكه بر اساس این توهم كه همیشه صورت نجات دادن مقرون به ستایش است اقدام به این امر می نماید مانند شخصی كه از طناب شبیه به مار می ترسد به گمان اینكه شاید مار است . 

3- متن زیر را توضیح دهید : 

لا یجب شكر المنعم عقلا خلافا للمعتزله 

جواب : معتزله قائلند كه عقلا شكر خالق واجب است اما در واقع اینگونه نیست چرا كه : واجب تحقق نمی یابد مگر اینكه خداوند واجب گردانیده باشد 

و بر تركش وعده ی عقاب داده باشد و وقتی خطابی از جانب شرع نباشد دیگر و جوبی در كار نخواهد بود . مضافا : اگر بگوییم عقل می تواند شكر خالق را واجب نماید بایستی در نظر گرفت كه یا بخاطر فائده ای واجب می كند یا بدون هیچ فائده ای كه احتمال دوم محال است و اگر بخاطر فائده ای واجب بگرداند یا فائده به خالق بر می گردد و یا به بندگان كه احتمال اول هم محال است و اگر فائده به بنده بر بگردد یا فائده ی دنیوی است و یا اخروی كه فائده ی دنیوی نمی توان تصور كرد چرا كه با این وجوب شخص دچار سختی می شود و فقط احتمال آخر  می ماند كه بخاطر فائده ی اخروی باشد كه فائده ی اخروی فقط بوسیله ی شرع فهمیده می شود و برای عقل قابل تشخیص نیست لذا عقل نمی تواند شكر منعم را واجب بگرداند . 

4- نظرتان را در موارد زیر بیان كنید ( با دلیل ) 

الف - حكم افعال قبل از ورود شرع 

جواب : افعال قبل از ورود شرع حكمی ندارند چرا كه احكام وابسته به خطاب شرع است ، وقتی خطابی وارد نشده است پس لاجرم حكمی هم نیست . اگر بگوییم حكمشان مباح است مباح مبیح می خواهد و مبیح خداوند تبارك و تعالی است كه تنها با ورود شرع فهمیده می شود قائل شدن به حرمت هم دلیلی ندارد چرا كه ترجیح ترك بر فعل با عقل فهم نمی شود و تنها توسط خداوند تعیین می گردد .. 

ب- جواز عقلی و وقوع شرعی واجب مخیر 

جواب : واجب تخییری عقلا جائز است و شرعا هم واقع شده است : جواز عقلی : اگر آقایی به برده اش بگوید : امروز دوختن این لباس یا احداث این دیوار را بر تو واجب كرده ام هر كدام را كه انجام دهی پاداش می گیری و اگر هیچكدام را انجام ندهی معاقبه می شوی هر دو را یا یكی را عینا بر تو واجب نكرده ام هر كدام كه خواستی انجام بده .. این كلام معقولی است ..

وقوع شرعی : خصال كفاره ، یكی از دو خواستگار هم كفو دختر را به ازدواج او در آوردن ...

5-در مورد واجب موسع : قال قوم : التوسع یناقض الوجوب .. آیا شما با این قول موافقید ؟ چرا ؟ 

خیر ، چرا كه واجب موسع هم عقلا جائز است و وقوع شرعی دارد . اما جواز عقلی : اگر آقایی به برده اش بگوید : امروز این لباس را باید بدوزی چه اول روز چه وسط و چه آخر آن هر وقتی كه خواستی هر گاه انجام دادی امرم را امتثال كرده ای این معقول است و وقوع شرعی :  به اجماع نماز ظهر با زوال واجب می شود و تا وقت عصر ادامه دارد هر وقتی كه بخواند امر را امتثال كرده است 

6- جمله ی   ما لا یتم الواجب الا به فهو واجب    در كدامیك از مثال های زیر مصداقیت پیدا می كند و كدام مورد از مصادیق آن نیست ؟ 

الف- تكلیف حضور امام جمعه به منظور تحقق وجوب نماز جمعه 

حضور امام جمعه وصف به وجوب به نسبت مامومین و مكلفین نمی شود چرا كه اختیار این امر دست مكلف نیست و لذا با نبودش وجوب ساقط می شود ..

ب- طهارت در نماز به منظور تحقق وجوب نماز 

طهارت وصف به وجوب می شود چرا كه نماز واجب است و هر آنچه كه شرط تحقق نماز است و در اختیار مكلف می باشد و جزء شرائط شرعی محسوب می گردد هم واجب می شود لذا چون نماز محقق نمی شود مگر با طهارت پس طهارت هم واجب است . 

ج- رفتن به نماز جمعه به منظور تحقق انجام وجوبی نماز جمعه 

وصف به وجوب می شود چرا كه امر به انجام نماز جمعه امر به رفتن به سوی نماز برای انجام آن هم هست به این علت كه این امر در اختیار مكلف و از شرائط حسی  محسوب می گردد..

7- اقوال مختلف را در زمینه ی خواندن نماز در خانه ی مغصوبه را بیان كنید و بر قول راجح دلیل بیاورید 

جواب : گروهی می گویند : نماز صحیح نمی باشد چرا كه اگر بگوییم صحیح است تناقض پیش می آید به این صورت كه یك نوع فعل هم حرام و هم واجب می شود ( انجام فعل در زمین غصبی حرام و انجام فعل به منظور نماز واجب ) 

قول راجح : نماز صحیح است اما گناه غصب را دارد چرا كه یك فعل اگرچه ذاتا واحد است  اما  اگر دو وجه متفاوت داشته باشد می تواند از یك وجه مطلوب و از وجه  دیگر مكروه باشد و هیچ تناقضی هم در كار نیست لذا فعل شخص از این جهت كه برای نماز است مطلوب و از این نظر كه در زمین غصبی است مكروه می باشد و غصب و نماز هر دو بدون دیگری قابل تمایز هستند بنابر این می گوییم نمازش صحیح است اما گناه غصب كردن در پرونده اش ثبت می شود ...

 





نوع مطلب : نمونه سوالات و پاسخنامه، 
برچسب ها : المستصفی، پاسخنامه تفصیلی اصول فقه، پاسخنامه، اصول فقه اول عالی، قسم تفسیر،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 7 بهمن 1393
دوشنبه 5 مرداد 1394 01:41 ب.ظ
با سلام خدمت مدیر محترم وبلاگ
گروه پروانه برای افزایش بازدید وبلاگ شما اقدام به ارسال پیام به وبلاگها میکند.
اگر میخواید بازدید وبلاگتون افزایش پیدا کنه به ما سری بزنید.
موفق باشید!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
  تماس با ما
جزیره قشم
تحلیل آمار سایت و وبلاگ