تبلیغات
اسلام دینی زیبا و زندگی بخش - بازتاب حقوق انسان در قرآن كریم
اسلام دینی زیبا و زندگی بخش
اسلام دینی جهانی ، پیامبر رحمتی برای جهانیان ... لطفا با تنگ نظری و ناآگاهی ، دایره اش را محدود نكنیم..
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


هلـــه نومیـــد نباشی کـــه تـــو را یـــار بــراند

گـــرت امروز بـــراند نــه کـــه فـــردات بخواند

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کـــن آن جا

ز پس صبر تـــو را او به ســـر صـــدر نشاند

و اگــر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرهــا

ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند.

دوستان اسلام ما زیباست ، زیباییهایش را ببینیم ، نازیبائیها را حاصل برداشت های غلط

از اسلام بدانیم ، همیشه در پی جواب این سوال باشیم : آیا اسلامی كه ما داریم واقعا

همان اسلامی است كه خداوند آنرا برایمان می خواهد واقعا ؟! واقعا؟! بعدا در مورد

اسلام زیبا قضاوت كنیم .
راه ارتباطی با مدیر وبلاگ :
abal.360@gmail.com

مدیر وبلاگ :حبیبه
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان در مورد وبلاگ " اسلام دینی زیبا و زندگی بخش " چیست؟





بازتاب حقوق انسان در قرآن كریم 

دكتر محمد باغستانی 

نخستین مرحله بعثت و دعوت پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله وسلم با سه سال زمان، تقریباً از مراحل ناشناخته دعوت اسلامى محسوب مى‏شود. آگاهى لازم از چگونگى تحول افراد و چگونگى پذیرش اسلام از سوى آنان در منابع تاریخى و حدیثى بازتابى اندك داشته است.
اما با این همه، اهمیت این دوره كوتاه و پنهان به آن اندازه است كه در آغاز سال چهارم بعثت كه آن حضرت با نزول آیه انذار، دعوت علنى خود را آغاز كرد تنها نبود، بلكه گروهى تازه مسلمان همراه او بودند كه هسته نخستین یاران او را تشكیل داده و در برابر همه دشوارى‏ها و مصایبى كه مشركان به آن‏ها وارد كردند ایستادگى نمودند و دعوت اسلامى را به پیش بردند.

پرسش اصلى این است كه در سه سال آغاز دعوت چه وقایعى رخ داد كه موجب تحول عمیق روحى نو مسلمانان شد و آن‏ها را براى پذیرش همه آزارهاى قریش آماده كرد اما براى دست كشیدن از عقیده نو هرگز؟
به دنبال فقدان منابع تاریخى و حدیثى، تنها قرآن كریم به رغم آن كه در تحلیل‏هاى تاریخى مورخان و پژوهشگران سیره، كمتر جایگاهى درخور یافته، مى‏تواند پرتوى بر فضاى تاریك این سه سال بیافكند. زیرا محتواى دعوت نبوى به عنوان مهم‏ترین عامل پذیرش اسلام از سوى نومسلمانان تنها در قرآن قابل دست‏یابى است. این كه در سه سال نخستین دعوت، پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم به چه مفاهیمى مردم را فرا مى‏خوانده و چه نوع سلوك فكرى و عملى را از آن‏ها مى‏طلبیده همه راز توفیق ایشان را در گسترش دعوت خود و ایجاد یك هسته اولیه مطمئن در دعوت اسلامى را روشن مى‏سازد.
پس از توحید كه نخستین و مهم‏ترین اصل اعتقادى مسلمانان است و نیز معاد كه اهمیت فراوانى در ترغیب و تشویق آن‏ها به انجام امور پسندیده و پرهیز از كارهاى ناپسند دارد، به نظر مى‏رسد كه حقوق انسان به صورت فردى و اجتماعى از مهم‏ترین مفاهیمى است كه در دعوت اسلامى وجود داشته و پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم آشكارا به نو مسلمانان نشان مى‏دهد كه پایه دعوت او آشنایى انسان‏ها با حقوقشان است.
این حقوق به ویژه در جنبه اجتماعى پر رنگ‏تر است.
البته این نكته نیز مى‏تواند مطرح گردد كه آیا براى ایجاد حركت اجتماعى و تشكیل یك گروه معتقد به یك آرمان اجتماعى راهى به جز این نیز وجود دارد؟ یعنى رهبر و ایدئولوگ هر جریان اجتماعى مى‏تواند به جز تكیه بر حقوق انسانى از راهى دیگر موجى اجتماعى بیافریند؟
این پرسش از آن جهت مهم است كه با مطالعه تاریخ جنبش‏ها و جریان‏هاى موفق و ناموفق اجتماعى گوناگون مى‏توان ادعا كرد كه همه آن‏ها در مرحله آغازین خود بر حقوق انسانى تكیه كرده‏اند و آن گاه كه به موفقیت‏هایى دست یافته‏اند از تكالیف سخن گفته و گاه از حقوق وعده داده شده نخستین پیروانشان دست شسته و از آن‏ها كاسته‏اند.
در پاسخ باید گفت كه:
با توجه به این كه دعوت پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله وسلم فراخوان‏هاى نخستین یك دعوت دینى است، كه انتظار مى‏رفته تا مطالبات صرفاً معنوى و روحانى در آن از حجم بالایى برخوردار باشد و همانند دعوت‏هاى دینى مشابه، مخاطبان خود را به پالایش‏هاى روحى فراخوانده و با ارایه دستورالعمل‏هایى، طریق سلوك معنوى را به آن‏ها بیاموزاند نه یك جنبش صرف اجتماعى.
اما با بررسى محتواى مراحل نخستین دعوت اسلامى مشاهده مى‏شود كه حجم بسیار بالایى از موضوعات دعوت، جنبه اجتماعى داشته و آشكارا موضوع حقوق انسانى در جامعه را از ابعاد گوناگون طرح كرده است. و این شاهد مهم تاریخى مى‏تواند ذات اجتماعى سلوك اسلامى را اثبات نماید و نگره‏هاى صرفاً روحانى و معنوى به این آیین را نفى كند و نیز معیار روشنى براى تشخیص میزان هماهنگى و تطابق میان گرایش‏هاى مذهبى بعدى در تاریخ اسلام با محتواى اصلى دعوت اسلامى باشد.
رویكرد ما در این پژوهش به قرآن كریم برپایه اصول زیر استوار است:
اول: ضمن پذیرش رویكردهاى گوناگون به قرآن كریم در این روش به مثابه یك متن تاریخى به آن نگاه خواهد شد.
دوم: توجه به شأن نزول‏ها و ترتیب آیات و سوره‏ها برپایه زمان نزول آن‏ها بر اساس جدول موجود در كتاب «تاریخ تحول قرآن» است.
سوم: بررسى مذكور شامل سوره‏هاى تاریخى سه سال آغاز بعثت است.
چهارم: موضوع حقوق انسان (بشر) برگزیده شد تا گواهى باشد بر اثبات این پیش فرض كه آشنایى نو مسلمانان با حقوقى انسانى خود از مهم‏ترین عوامل كسب هویت تازه و تثبیت شخصیت نو آن‏ها و نیز پایدارى ایشان در برابر فشار مشركان بوده است.
پنجم: هدف اصلى از این مقاله ارائه تصویرى عام از بازتاب حقوق انسانى در قرآن كریم است و به تبع مقایسه و ارزش‏گذارى میان آن‏چه در قرآن كریم از حقوق انسانى سخن گفته شده با ارزش‏هاى حقوقى تازه در روابط بشرى از حوصله این مقاله بیرون است.
ششم: مراد از واژه حق انسان همان مفهوم عام پیدا شده در روابط فردى و اجتماعى انسانى است كه لازم است هم خود بداند و رعایت كند و هم دیگران درباره او بدانند و رعایت كنند. مفهومى كه محصول اختیار انسانى است و قابل استناد به او، از این رو از طرح مباحث پیچیده حقوقى در این پژوهش خوددارى شده است.
هفتم: برداشت‏ها از آیات قرآنى نخست برپایه دریافت اولیه، از واژگان آیات قرآنى است كه محصول نگرش لغت‏شناسانه است و گاه نیز با استفاده از صراحت منطوق یا «مفهوم مخالف» كه در ادبیات و بحث الفاظ علم اصول مورد تأیید است صورت مى‏گیرد. روشى كه كم و بیش در «تفسیر راهنما» دنبال شده است.
هشتم: واژه‏هاى «انسان»، «ناس» و ضمایر جمع خطابى و غیابى بیشترین واژه‏هاى موجود در این بخش از آیات قرآنى است كه به استنتاج‏هاى این پژوهش كمك كرده است.
نهم: هرگز ادعاى انحصار در موارد یاد شده یا صحت مصادیق در همه موارد وجود ندارد و به طور طبیعى راه براى اظهار نظر خوانندگان باز خواهد بود.

سال اول بعثت:

در این سال پانزده سوره كامل و ناقص بر پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم نازل شدند كه به ترتیب عبارتند از:
علق، مدثر، عصر، ذاریات، تكاثر، طور، اخلاص، غاشیه، طارق، انفطار، شمس، كوثر، اعلى، بروج و تكویر. نخستین حق مطرح شده در این سوره‏ها عبارتست از:

1) حق حیات عمومى

مردم بیش و پیش از هر حقى پس از به دنیا آمدن حق تداوم حیات دارند و باید از زندگى برخوردار شوند و كسى یا گروهى مجاز نیست تا این حق اولیه را كه مادر، پایه و اساس دیگر حقوق انسانى است از آن‏ها سلب نماید.
در چهاردهمین سوره (بروج) آیاتى چنین نازل شده است:
«قتل اصحاب الاخدود × النار ذات الوقود × اذهم علیها قعود × و هم على ما یفعلون بالمؤمنین شهود × و ما نقموا منهم الاّ ان یؤمنوا بالله العزیر الحمید»
در این تصویر گودال‏هاى پر از آتش ترسیم شده كه گروهى در حال سوخته شدن هستند و گروهى دیگر بر لب گودال‏ها در حال تماشاى آنانند از گروه اول به عنوان مؤمنان یاد شده است اما لقبى براى گروه دوم نیامده است.
در منابع تاریخى داستان ذونواس پادشاه یهودى یمنى در سده چهارم میلادى ذكر شده كه چگونه به انتقام‏گیرى از مسیحیان پرداخت و مؤمنان مسیحى را دسته دسته در گودال‏هاى پر از آتش افكند و ایشان را زنده زنده سوزاند.1
لحن تأسف‏بار آیات الهى از حق حیات و زندگى گروهى از انسان‏هاى مؤمن یاد مى‏كند كه تنها به جرم ابراز عقیده خویش به خداوند، در آتش سوزانده شدند.
نكته جالب آن كه این واقعه در یمن رخ داده كه منطقه‏اى بیرون از حجاز و نزدیك‏ترین جایى است كه هم ارتباط اعراب با آن‏جا زیاد بوده و هم این داستان براى آن‏ها مشهور بوده است. و قرآن در سده هفتم میلادى از ماجرایى تاریخى در سیصد سال قبل از خود راجع به حق حیات گروهى از مردم یاد كرده است.
در پانزدهمین و آخرین سوره‏اى كه در سال اول بعثت نازل شده (تكویر) بار دیگر خداوند به بهانه برپایى قیامت، كه ویژگى بارز آن رسیدگى به حقوق انسانى و اجراى عدالت است از حق حیات دخترانى كه در میان خود اعراب زنده به گور شدند سخن گفته «واذا الموؤدة سئلت»
این پرسش كوتاه از سنت و رسمى زشت، پرسش از واقعیت تاریخى است كه در میان اعراب ولو در میان بعضى از آن‏ها وجود داشته و قرآن كریم با طرح آن، علاوه بر پرداختن به یك واقعیت زندگى اجتماعى اعراب، نشان مى‏دهد كه هر انسانى كه به دنیا آمد حق حیات دارد چه مؤمنان مسیحى سیصد سال پیش از این، چه دختران تازه به دنیا آمده در جامعه عربى! منطق تازه این دین حمایت از حق حیات یكسان براى عموم مردمان در همه رده‏هاى سنى و با همه تفاوت‏هاى جنسى و فكرى و منطقه‏اى میان آنان است.
به این ترتیب نومسلمانان در حالى سال نخست بعثت را به پایان مى‏برند كه با اصلى‏ترین حق فردى و اجتماعى انسان كه همان حق برخوردارى و بهره‏بردارى از زندگى است آشنا شده و لزوم احترام به آن را دریافته‏اند. گستردگى این حق چنان است كه هیچ گروهى به دلیل عنوان‏ها و مناصب و نسبت‏هاى خود با انسان حق گرفتن آن را از او ندارند. چه حاكمان یهودى قرن چهارم میلادى در یمن و چه پدران عرب بادیه‏نشین در حجاز.

سال دوم بعثت

در این سال نیز هیجده سوره كامل و ناقص بر پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم نازل شدكه به ترتیب عبارتند از:
انشراح/ ضحى/ ناس/ نازعات/ مدثر/ لیل/ ماعون/ معارج/ شمس/ مرسلات/ نبأ/ قریش/ نجم/ فجر/ انشقاق/ عبس/ همزه/ كافرون. در این سوره‏ها به حقوق انسانى زیر اشاره شده است.

2) حق برخوردارى از شخصیت اجتماعى و انسانى مستقل

در دومین سوره نازل شده در این سال (ضحى) خداوند ضمن یادآورى دوران كودكى پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم كه به یتیمى گذشته و در پناه لطف او پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم پرورش یافته از رسول مى‏خواهد تا یتیم را از نظر شخصیتى تحقیر نكند.«
«ألم یجدك یتیماً فآوى × و وجدك ضالاً فهدى × و وجدك عائلاً فاغنى × فامّا الیتیم فلا تقهر»
نكته اول: با توجه به ساختار نظام خانواده و نقش اساسى پدر در سرپرستى كودكان، مهم‏ترین كمبود یتیمان، فقدان زمینه‏هاى برخوردارى آن‏ها از دست‏یابى به یك شخصیت اجتماعى است به ویژه در جامعه جاهلى كه بر نسب و تفاخرهاى نسبى استوار بود. خداوند درباره رعایت حقوق مردم به یكى از ضعیف‏ترین و آسیب‏پذیرترین گروه‏هاى اجتماعى مردم اشاره كرده و به جامعه انسانى هشدار مى‏دهد كه یكى از نقطه‏هاى كلان آسیب‏پذیرى اجتماعى رهاكردن كودكان بى‏سرپرست است كه مى‏تواند یك فاجعه بزرگ اجتماعى را رقم زند. راز توجه فراوان امام على علیه السلام به ایتام و سفارش‏هاى بى‏اندازه حضرت به رعایت حال آن‏ها در خطبه‏هاى نهج‏البلاغه2 در پرتو همین اصل قرآنى است.
نكته دوم: با یادآورى گذشته پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم و شخصیت فعلى او نخستین گام را در وصف شخصیت مستقل هر انسان جدا از وابستگى‏هاى نسبى و سببى او برداشته و نظام جمع‏گراى قبیله‏اى را كه در آن شخصیت فردى افراد در كیان قبیله گم مى‏شد را به چالش مى‏كشاند. و این كار را با طرح شخصیت مستقل حقوقى ایتام و (اقلیت بسیار ضعیف) آن روز جامعه عربى آغاز كرده است.

3) حق برابرى انسان‏ها در پیشگاه خداوند

در سومین سوره (ناس) خداوند به جاى هر وصف دیگرى خود را چنین معرفى مى‏كند»: «قل اعوذ برب الناس × ملك الناس × اله الناس» پرورش دهنده مردم، پادشاه مردم و معبود آن‏ها
نخست حق انحصارى حاكمیت بر مردم را به اعتبار پرورش‏گرى خداوند منتسب به او اعلام مى‏كند و سپس حاكمیت انحصارى طبقه خاص مانند اشراف و رؤساى قبایل را كه به طور سنتى در سده‏هاى مختلف در میان قبایل مكه و عربستان رواج داشته را به نقد كشیده و آن را نامشروع اعلام مى‏كند كه با نفى حق اشراف، زمینه را براى حق حاكمیت عمومى فراهم آورده به ویژه كه خود را خداى اشراف نمى‏داند چنان كه آن‏ها خود اعلام مى‏كردند و مى‏كوشیدند تا به مردم اثبات كنند كه از تقرب بیشترى به خداوند برخوردارند بلكه او خداى همه مردم است.

4) حق برخوردارى بزرگترین ستمگران از هدایت الهى

در چهارمین سوره نازل شده در سال دوم بعثت (نازعات) خداوند از پدیده شگفتى یاد مى‏كند:
«اذهب الى فرعون انه طغى × فقل هل لك الى ان تزكى × وأهدیك الى ربّك فتخشى × فأراه الآیة الكبرى × فكذب و عصى» خداوند نقطه اوج ستمگرى را در این آیه نشانه رفته است و نشان مى‏دهد كه انسان به هر رتبه از سقوط و گمراهى و ستم برسد باز حق برخوردارى از هدایت الهى را داراست حتى فرعون كه ادعاى خدایى مى‏كرد.
این نگاه نسبى به انسان‏ها ایده‏هاى تازه‏اى در باب ماهیت انسان را پیش روى نومسلمانان نهاده است. و دایره حقوق انسان حتى در پست‏ترین حالت‏هاى او (ستم‏كارى و ادعاى ربوبیت) را نشان مى‏دهد.

5) حق برخوردارى عمومى از نعمت‏هاى طبیعت

در ادامه همان سوره (نازعات) خداوند پس از وصف نعمت‏هاى طبیعى خود مانند كوه، دشت، آسمان و زمین و چراگاه‏ها، همه آن‏ها را متاع و بهره انسان‏ها و چهارپایان در خدمت انسان مى‏داند «متاعاً لكم و لانعامكم» و از حق بهره‏ورى عمومى همه مردم از نعمت‏هاى طبیعى یاد مى‏كند.

6) حق برخوردارى كامل از كار و كوشش شخصى

در این سال خداوند با نزول آیه «و ان لیس للانسان الا ما سعى» بر حق انحصارى هر یك از آحاد مردم در بهره‏بردارى از ثمره كوشش‏ها و تلاش‏هاى شخصى و اجتماعى خود تأكید ورزیده و با توجه به تركیب ادبى این آیه حق بهره‏بردارى را منحصر به زمانى مى‏كند كه محصول سعى و تلاش خود انسان باشد و به این ترتیب آیه با سبك كنایى، از تجاوز به محصول كوشش دیگران كه از جمله حقوق اختصاصى آن‏هاست، انسان را باز مى‏دارد.

7) حق برخوردارى از نظام چرخش صحیح ثروتس

سوره لیل ششمین سوره‏اى است كه در سال دوم بعثت نازل شده و دوآیه آن مى‏تواند بیان‏گر حق فوق باشد.
«أما من اعطى واتّقى × و صدّق بالحسنى × فسنیسّره للیسرى × و اما من بخل و استغنى × و كذّب بالحسنى × فسنیسّره للعسرى». 
در یك زندگى اجتماعى مطلوب مردم حق دارند تا در گردونه چرخش صحیح ثروت نقش ایفا كنند تا مشكلات اجتماعى كمترى در جامعه پدید آید. از این رو افراد با ویژگى‏هاى خاص مى‏توانند به گردش صحیح چرخه كلان اقتصادى كمك كنند و با ویژگى‏هاى دیگر مى‏توانند این چرخه را دچار كندى یا توقف نمایند.
در سوره «لیل» خداوند با مثل زدن دو تیپ از شخصیت‏هاى اقتصادى «بخشندگان» و «بخیلان» و ارتباط دادن این اوصاف به عقیده آن‏ها درباره خداوند، جامعه مطلوب را كه خداوند براى مردم مى‏پسندد، بیان داشته است. در این جامعه مردم حق دارند تا از نظام چرخش صحیح ثروت برخوردار باشند و بخشندگان از این جنبه كه به چرخش سریع‏تر این نظام اقتصادى كمك مى‏كنند مدح شده و «بخیلان» به دلیل سنگ‏اندازى در این چرخه مطلوب اقتصادى نكوهش مى‏شوند. بخشندگان با ایمان به خدا در زمینه‏هاى آسانى و سهولت قرار گرفته و براى جامعه نیز سهولت مى‏آورند و بخیلان با عدم ایمان به خداوند به زمینه‏هاى دشوار و سخت افتاده و همین‏ها را نیز براى جامعه به ارمغان مى‏آورند.

8) حق برخوردارى محرومان از حمایت‏هاى معنوى و مادى اجتماعى

در همین سال خداوند با نزول سوره «ماعون» از چند حق مهم دیگر جامعه انسانى به ویژه (اقلیت‏ها) سخن مى‏گوید.
«أرایت الذى یكذّب بالدّین × فذلك الذى یدعّ الیتیم» حق برخوردارى از مهربانى.
محبت از اصول پایدارى جوامع انسانى است بدان سان كه هرگاه جامعه در میان خود از مهربانى با یكدیگر دست فروشوید باید در انتظار فروپاشى باشد. با توجه به جایگاه ویژه یتیم در جوامع انسانى و نیاز فراوان آن‏ها به برخوردارى از محبت مى‏توان براساس منطق قرآنى نوع برخورد جامعه را با یتیم از نشانه‏هاى سلامت اخلاقى یا عدم آن به حساب آورد. خشونت در حق یتیم مى‏تواند زمینه‏ساز خشونت در میان سایر اقشار جامعه باشد.
در ادامه آیات این سوره چنین آمده: «و لایحضّ على طعام المسكین»
یكى از حقوق طبیعى انسان در جامعه حق برخوردارى او از خوراك براى ادامه حیات است كه نخستین حق طبیعى او است. مسكین نماد همه كسانى است كه توان رسیدن به حق استفاده از خوراك را ندارند و از این رو حیات ایشان به مخاطره افتاده است. خداوند با ایجاد پیوند میان تكذیب دین الهى و تشویق نكردن اطعام مسكین بار دیگر جامعه مطلوب خود را چنین وصف مى‏كند: جامعه‏اى كه همه مردم نیز بتوانند به خوراك دست یابند و تداوم حیات آن‏ها تضمین شود.
در هفدهمین سوره نازل شده «عبس» در همین سال، خداوند از رفتار خاصى با یك نابینا نكوهش كرده است: «عبس و تولى × ان جاءه الاعمى»
زندگى اجتماعى نیازمند مؤانست و برخوردارى مردم از انس با یكدیگر است. انسان در انس با دیگران از رشد و تكامل روحى بهره‏مند گردیده و به معایب و محاسن خویش پى مى‏برد. این مؤانست هنگامى به یك رویه اجتماعى بدل مى‏شود كه اولاً طبیعى باشد و ثانیاً فراگیر بوده و عمومیت داشته باشد. در آغاز سوره عبس خداوند با ترسیم چهره گرفته یك انسان در هنگام آمدن انسان نابیناى دیگر در كنارش به این نكته تذكر داده كه دورى از نابینا به عنوان نماد یك طبقه اجتماعى نابرخوردار كه حتى دور شدن دیگران را نمى‏تواند ببیند با وجود داشتن احساس انسانى، مى‏تواند او را از یكى از حقوق اساسى خویش محروم سازد. نابینا و هریك از آحاد جامعه انسانى حق دارند تا بتوانند از جوار مؤانست با دیگران بهره‏مند شوند و این از حقوق اساسى آن‏هاست.

9) حق برخوردارى از رفتار وگفتار صادقانه

مردم در پیوندهاى اجتماعى با یكدیگر اگر نتوانند به هم اعتماد كنند پایه اصول اخلاقى و ارزشى در ذهن آن‏ها فروخواهد ریخت از این رو خداوند در سال دوم بعثت با نزول آیات: 
«ویل للمصلّین × الذین هم عن صلاتهم ساهون × الذین هم یراؤون»
با نام بردن از یك صفت زشت به نام «ریاكارى»، از حق عمومى جامعه و مردم در برخوردارى از رفتار و گفتار و كردار صادقانه سخن به میان آورده و نشان مى‏دهد كه «ریاكارى» پایه اعتماد عمومى مردم را نشانه رفته و آن‏ها را از یكى از حقوق مسلم خویش محروم ساخته است.

10) حق برخوردارى از امكانات و وسایل زندگى

در همین سوره خداوند با استفاده از واژه «ماعون» به وصف انحصارگرایان ثروت پرداخته كه چگونه مردم را از داشتن وسایل ضرورى زندگى منع مى‏كنند. او اعلام مى‏دارد همه مردم حق برخوردارى از امكانات و وسایل ضرورى زندگى را دارا هستند.

11) حق بهره‏ورى محرومان از اموال ثروتمندان

هشتمین سوره نازل شده در سال دوم بعثت «معارج» است كه در آن یكى از نشانه‏هاى نمازگزاران واقعى را روشن بودن و معین بودن حقوق محرومان در اموال آن‏ها مى‏داند: 
«الّذین فى اموالهم حق معلوم × للسائل و المحروم»
این كه ثروتمندان اهل ایمان جامعه به طور مدام و ثابت در اندیشه فقرا باشند و حقوق معین آن‏ها در اموال خود را به رسمیت بشناسند همان چیزى است كه خداوند خواسته است اگر در آیات سال اول بعثت صرفاً به لزوم رسیدگى و توجه به اقشارى مانند مسكینان و ایتام و سائلان اشاره‏هاى كلى شده است در سال دوم آنان حق اقتصادى معینى از نظر خداوند در اموال و ثروت مؤمنان واقعى دارند مادامى كه در رتبه سائل و مسكین قرار دارند.

12) حق برخوردارى از امنیت اجتماعى

زندگى اجتماعى نیاز به برقرارى امنیت از ابعاد گوناگون دارد كه در آیات نازل شده در این سال مورد توجه قرار گرفته است. این ابعاد، عبارتند از:

امنیت جنسى

«الذین هم لفروجهم حافظون × الا على ازواجهم او ما ملكت ایمانهم فانهم غیر ملومین × فمن ابتغى وراء ذلك فاولئك هم العادون».
چارچوب ضابطه‏مند در روابط جنسى یكى از حقوق اساسى نظام اجتماعى اسلام است اگر در جامعه عرب جاهلى ضوابط مشخصى وجود نداشت در این آیات خداوند با ذكر وصف اهل ایمان و نمازگزاران واقعى به ویژه در قلمرو روابط جنسى و محدوده آزادى‏هاى آن‏ها و اعلام ستمگرى كسانى كه این ضوابط را زیر پا بگذارند حق امنیت جنسى عمومى را براى جامعه به رسمیت مى‏شناسد.

امنیت اقتصادى

در ادامه این بخش از آیه «والذین هم لاماناتهم... راعون» امانت‏دارى در مسایل اقتصادى را از اصول شناخته شده شناخت نمازگزاران واقعى محسوب مى‏دارد صفت امانت‏دارى و امین بودن اصل فوق‏العاده مهم در رونق اقتصاد و تجارت است. و جامعه باید از آن برخوردار باشد.

امنیت قراردادها

در ادامه همان آیه «والذین هم... لاماناتهم راعون» بخش دیگرى از روابط صحیح اجتماعى را بیان كرده كه مبتنى بر رعایت عهد و قرار است چه كتبى و چه شفاهى. در جامعه نوین اسلامى مردم حق دارند تا از امنیت در قراردادها كه به امنیت در دیگر روابط منجر مى‏شود برخوردار باشند خداوند با ذكر این وصف مى‏خواهد تا بنیاد اخلاقى در روابط اجتماعى و اقتصادى را پایه‏ریزى نماید.

امنیت اخلاقى

در هیجدهمین سوره نازل شده «لمزه» در سال دوم بعثت خداوند به یكى دیگر از حقوق اساسى انسان اشاره دارد:
«ویل لكلّ همزة لمزة» امنیت اخلاقى و آبروى انسان آن اندازه مهم است كه حتى در صحنه‏هایى كه حضور ندارد عیب‏جویى از او ناپسند شمرده شده است زیرا در عیب‏جوئى همواره امنیت شخصیتى و آبرویى انسان به مخاطره مى‏افتد و خداوند این حق انسانى را به رسمیت شناخته و اعلام مى‏دارد كه مردم باید از آن برخوردار باشند.

13) حق برخوردارى از نظام قضایى كارآمد

یكى از مهم‏ترین جنبه‏هاى استیفاى حقوق فردى و اجتماعى برخوردارى جامعه از سیستم قضایى كارآمد است و با نزول آیه «والذین هم بشهاداتهم قائمون» خداوند از یكى از اركان حكم قاضیان كه مى‏تواند در استیفاى حقوق واقعى بسیار مهم باشد و سیستم قضایى را نیز كارآمد كند «اقامه شهادت» حقوق مردم است. این استوارى و پابرجا بودن است كه مى‏تواند از حق دفاع كند و آن را جانشین باطل نماید.

14) حق پرسش

در این سال سوره «نبأ» با این آیات نازل مى‏شود: «عم یتسایلون عن النبأ العظیم × الذى هم فیه مختلفون × كلا سیعلمون × ثم كلا سیعلمون».
این سوره با پرسش آغاز شده است كه گروهى از مردم از پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم پرسیده‏اند خداوند با نزول این آیه خود را در مقام پاسخ‏گویى مردم قرار داده و آن گاه از اختلاف مردم در باب موضوع مورد پرسش سخن گفته و نكته مهم این كه خبر مى‏دهد كه به زودى مردم پاسخ خود را دریافت خواهند كرد. از لحن پرسش در آیه چنین بر مى‏آید كه پرسش‏كنندگان گروهى از منكران خدا و معاد هستند اما تفاوت نمى‏كنند هر چه قدر كه سرسختى نشان دهند باز هم حق پرسش براى آن‏ها محفوظ است.
پس در حق پرسش از خداوند تفاوتى میان مؤمنان و كفار نیست و خداوند مسئول پاسخ‏گویى است.

15) حق برخوردارى مردم از هدایت دینى صحیح

با نزول چهاردهمین سوره «نجم» در سال دوم بعثت كه چنین آغاز شده: «والنجم اذا هوى × ما ضل صاحبكم و ما غوى × و ما ینطق عن الهوى × ان هو الا وحى یوحى × علّمه شدید القوى».
مردم از حق برخوردارى از هدایت صحیح بهره‏مند شدند خداوند با بیان آن كه پیامبرش نه گمراه شده و نه بیراه مى‏رود ضمن كوشش براى آمادگى ذهنى مردم براى آیات بعدى این سوره، این حق را براى مردم به رسمیت مى‏شناسد كه سخنان هدایت گرانى را بپذیرند كه به آن‏ها و عقل و دریافت صحیح آن‏ها اطمینان كامل دارند. البته این موضوع در سال سوم با نزول سوره «الحاقه» پى‏گیرى شده است و خداوند آشكارا بیان كرده كه اگر پیامبرش بخواهد بعضى از گفتارهاى خود را به جاى وحى الهى قرار دهد و به خداوند نسبت دهد رگ گردن او را خواهد زد «ولو تقوّل علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا عنه الوتین» در این آیه خداوند از حق برخوردارى مردم از هدایت الهى ناب یاد كرده و نشان مى‏دهد كه اگر پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم است و اگر او در راه رسیدن وحى الهى به طور صحیح به مردم اخلال كند به خاطر محروم كردن آن‏ها از حق اساسى‏شان كه دریافت صحیح وحى الهى است كشته خواهد شد.

16) حق مطالبه دلیل علمى

در همین سوره «نجم» از مردم مى‏خواهد تا در هنگام شنیدن مباحث اعتقادى مطالبه دلیل كنند آن‏گاه اعتقاد مشركان را درباره جنسیت ملائكه، فاقد دلیل علمى مى‏داند: «انّ الذین لا یؤمنون بالآخرة لیسمّون الملائكة تسمیة الانثى × و ما لهم به من علم ان یتبعون الا الظن و ان الظن لا یغنى من الحق شیئاً».
خداوند بسیار مصر است تا مردم حق خود را در پیروى عالمانه و پذیرش مبتنى بر دلایل علمى بدانند و آگاه باشند كه گمان، هرگز حق‏نما نیست و این حق آن‏هاست كه به ویژه در مسایل اعتقادى از دلایل علمى برخوردار باشند.

17) حق برخوردارى همه مردم زمین از عدالت و صلاح

در ادامه این سوره «نجم» آیات زیر نازل شده است: «و انه اهلك عاداً الاولى × و ثمود فما ابقى × و قوم نوح من قبل انهم كانوا هم اظلم و اطغى».
زمین به عنوان مسكن مردم بسیار مورد توجه خداوند بوده است و اصلاح و افساد در آن از آن جا كه در زندگى عمومى مردم مؤثر است بسیار حساس مى‏باشد. در نگاه خداوند، ادامه حیات اقوام و ملت‏هاى گوناگون تا مادامى كه در زمین ممكن است، نباید با فساد در زمین به خطر افتد.
پس از سوره نجم در سوره فجر كه پانزدهمین سوره سال دوم است موارد فوق بیشتر مورد تأیید قرار گرفته است:
«الم تركیف فعل ربك بعاد × ارم ذات العماد × التى لم یخلق مثلها فى‏البلاد × و ثمود الذین جابوالصخر بالواد × و فرعون ذى‏الاوتاد × الذین طغوا فى‏البلاد × فصب علیهم ربك سوط عذاب»
قوم عاد و ثمود و آل فرعون در مصر به همین دلیل هلاك شدند آنان حیات عمومى مردم را در عصر خود به مخاطره افكنده و بزرگترین حق عامه مردم را نادیده گرفته بودند.

18) حق برخوردارى از آزادى در دین و مناسك دینى

در نوزدهمین و آخرین سوره نازل شده در سال دوم بعثت خداوند از مهم‏ترین حق انسان پس از حقوق اولیه زندگى كه برخوردارى از دین شخصى باشد یاد كرده است: «قل یا ایهاالكافرون × لااعبد ما تعبدون × ولا انتم عابدون ما اعبد × و لا انا عابد ما عبدّتم و لا انتم عابدون ما اعبد × لكم دینكم ولى دین» نیاز انسان به معنویت و گرایش طبیعى او به دین از حقوق شخصى اوست خداوند ضمن اعلام حق برخوردارى افراد از دین شخصى و انتخابى خود به جمع اعلام مى‏كند كه عقیده و دین خود را بر فرد تحمیل نكنند.

سال سوم بعثت

در این سال، بیست و نه سوره كامل و ناقص نازل شدند كه عبارتند از:
باقى‏مانده آیات علق/ غاشیه/ قیامت/ تین/ واقعه/ رحمن/ اعلى/ فاتحه/ عادیات/ حاقه/ نازعات/ تبت/ فلق/ بلد/ تكاثر/ فیل/ قلم/ فجر/ زلزال/ طارق/ نجم/ قارعه/ صافات/ انفطار/ معارج/ مطففین/ دخان/ مؤمنون/ شعراء.
به دنبال دفاع از حق آزادى در دین و مناسك دینى براى افراد در پایان سال دوم، در آغاز سال سوم بعثت خداوند با نزول آیه‏اى در سوره علق: «أرأیت الذى ینهى × عبداً اذا صلى» به نكوهش كسانى پرداخته كه از عبادت دینى دیگران جلوگیرى مى‏كنند و به این ترتیب از حق برگزارى آداب و رسوم دینى شخصى حمایت مى‏كنند.
در ادامه حقوق دینى پیشین خداوند با نزول آیه «فذكّر انما انت مذكّر × لیست علیهم بمصیطر» از حق انتخاب انسان و لو در برابر پیامبران الهى دفاع كرده پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم را واسطه فیض الهى مى‏داند واو را در رتبه تذكر دهنده، قرار مى‏دهد و رسماً اعلام مى‏كند او هیچ تسلطى بر مردم ندارد. به دیگر عبارت مردم با وجود پیامبران الهى حق انتخاب طبیعى خود را از دست نخواهند داد.

19) حق برخوردارى مردم از عدالت عمومى در بهره‏ورى

با نزول ششمین سوره (رحمان) در سال سوم بعثت حق برخوردارى مردم از عدالت عمومى نیز به رسمیت شناخته شد با آیه «الا تطغوا فى المیزان» وآیه «واقیموا الوزن بالقسط و لاتخسروا المیزان» بر حق عدالت اقتصادى و با آیه «والارض وضعها للانام» نیز بر حق عمومى همه مردم در بهره‏ورى از زمین و عواید آن تأكید دارد.
چنان كه با نزول سوره« مطففین» در همین سال، (كم‏فروشان) - گروهى كه حق عمومى مردم را در بهره‏ورى از عدالت اقتصادى به خطر مى‏اندازند - را تهدید كرده است «ویل للمطفّفین × الذین اذا اكتالوا على الناس یستوفون × واذا كالوهم او وزنوهم یخسرون».

20) حق برخوردارى اهل قلم ونوشته‏هاى‏شان از احترام

در هفدهمین سوره «قلم» خداوند با نزول این آیه «والقلم و ما یسطرون» و سوگند خوردن به قلم و نوشته‏ها از استحقاق آن‏ها براى احترام عمومى یاد مى‏كند. این حق به‏سان بسیارى از حقوق پیش گفته شده در زندگى عمومى مردم شبه جزیره شناخته شده نبود زیرا زندگى آن‏ها بدون نیاز به قلم مى‏گذشت اما خداوند پیشاپیش جامعه نومسلمان را گامى به جلو برده و از حرمت قلم در آینده نه چندان دور سخن گفته است.

21) حق مردم در برخوردارى از مصلحان

در سوره «شعرا» به این آیات مى‏رسیم كه «ولا تطیعوا امرالمسرفین × الذین یفسدون فى‏الارض و لایصلحون».
خداوند از اصلاح و افساد در زمین یاد كرده واولى را باطل و دومى را مجاز اعلام مى‏كند اصلاح در زمین حق مردم است چنان كه افساد در آن ناحق است و بسیارى از گروه‏ها به دلیل افساد در زمین باید مطرود شوند زیرا حق عمومى مردم را رعایت نمى‏كنند.

22) حق برخوردارى مردم از ارزش واقعى كالاهاى خود

در ادامه آیات این سوره چنین آمده كه: «ولاتبخسوا الناس اشیاءهم ولا تعثوا فى الارض مفسدین»
در این جا خداوند حق اقتصادى مردم را مشخص‏تر كرده و یكى از مصادیق ظلم به آن‏ها را كم ارزش كردن اموال و دارایى‏هاى آن‏ها و نپرداختن قیمت واقعى آن‏ها مى‏داند.
با بررسى گذراى آیات نازل شده در سه ساله نخست دعوت این نكته‏ها آشكارتر مى‏شود:
1. نظام حقوقى تازه اسلامى بعضى از آن‏ها درگذشته وجود داشته و بسیارى از آن‏ها با دقت‏هاى تازه و ظرافت‏هاى فراوان براى نخستین بار در جامعه عرب جاهلى مطرح گردیده است.
2. مردم نومسلمان به سبب آشنایى با این حقوق شناخت تازه‏اى از شخصیت انسانى خود پیدا كرده و به دلیل گیرایى‏هاى فراوان این هویت تازه و پاسخ‏گویى آن به نیازهاى فراوان روحى و معنوى و مادى و انسانى مورد پذیرش قرار گرفته و عامل اصلى مقاومت آن‏ها در برابر ارزش‏هاى جامعه جاهلى مى‏گردد.
3. ارزش‏هاى تازه در قلمروهاى گوناگونى چون رابطه انسان با خود، رابطه او با طبیعت، رابطه او با دیگر مردم و رابطه او با خداوند، نظام حقوقى تازه‏اى ایجاد كرده است.
4. اصل برداشت‏هاى مطرح شده از آیات قرآنى بر این پیش فرض مبتنى است كه اصلى‏ترین مراد شارع ایجاد نظام حقوقى مناسب در ذهن و جامعه براى تسهیل شرایط هدایت عمومى به سوى خداوند است. 
5. همچنین با بررسى این آیات مى‏توان معیارى روشن در موضوع تقدم حق بر تكلیف در دعوت اسلامى به دست آورد.





نوع مطلب : دفاع از حقوق، 
برچسب ها : حقوق انسان، بازتاب حقوق انسان در قرآْن، بازتاب حقوق انسان، حقوق بشر،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 22 بهمن 1393
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
  تماس با ما
جزیره قشم
تحلیل آمار سایت و وبلاگ