اسلام دینی زیبا و زندگی بخش
اسلام دینی جهانی ، پیامبر رحمتی برای جهانیان ... لطفا با تنگ نظری و ناآگاهی ، دایره اش را محدود نكنیم..
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


هلـــه نومیـــد نباشی کـــه تـــو را یـــار بــراند

گـــرت امروز بـــراند نــه کـــه فـــردات بخواند

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کـــن آن جا

ز پس صبر تـــو را او به ســـر صـــدر نشاند

و اگــر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرهــا

ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند.

دوستان اسلام ما زیباست ، زیباییهایش را ببینیم ، نازیبائیها را حاصل برداشت های غلط

از اسلام بدانیم ، همیشه در پی جواب این سوال باشیم : آیا اسلامی كه ما داریم واقعا

همان اسلامی است كه خداوند آنرا برایمان می خواهد واقعا ؟! واقعا؟! بعدا در مورد

اسلام زیبا قضاوت كنیم .
راه ارتباطی با مدیر وبلاگ :
abal.360@gmail.com

مدیر وبلاگ :عبدالله
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان در مورد وبلاگ " اسلام دینی زیبا و زندگی بخش " چیست؟





داستان شماره 19

مترجم : عبدالله دریایی

چه کسی در امتحان برنده می شود ؟ !!

داستان زیر برگرفته از گفتار رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم است . برای مشاهده ی اصل حدیث به آدرس زیر مراجعه فرمایید : صحیح البخاری ، رقم 3464،ج2/ 405-406 وصحیح مسلم ، رقم 2964،ج4 /1800-1801.

در زمانهای بسیار قدیم در یکی از شهرها سه مردی که مریض بودند زندگی می کردند یکی مرض پیس داشت و دیگری کچل بود و سومی کور بود و مردم از این سه نفر بدشان می آمد و از آنها دوری می گزیدند . این سه نفر همیشه پروردگارشان را به کمک می خواستند که آنها را شفا دهد و بلا را از آنها دور سازد ..

خداوند دعایشان را مستجاب می کندو فرشته ای را به صورت انسان نزد آنها می فرستد . ابتدا نزد شخص پیسی می رود و بر او سلام می کند و می گوید : سلام خدا بر تو باد تو را چه شده است ؟ چرا اینچنین ناراحتی ؟ و چرا مردم از تو کناره گرفته اند ؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های بسیار زیبا و كودكان ، 
برچسب ها : كچل و كور و پیسی، داستان نبوی، چه كسی برنده خواهد شد، كچل، كور، پیسی، داستانی زیبا،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 22 خرداد 1393

داستان زیر اقتباسی است از گفتار رسول الله صلی الله علیه و سلم ، برای مشاهده ی اصل حدیث به آدرس زیر مراجعه شود : صحیح البخاری ، كتاب الدعوات ، باب التوبه ، رقم 6308،ج163/4- و صحیح مسلم ، كتاب الدعوات ، باب فی الحض علی التوبه و الفرح بها ، رقم 2745،ج4/ 1670-1671

داستان شماره 15

با ترجمه ی : عبدالله دریایی 

خداوند بخاطر توبه ی بنده اش خوشحال می شود.

مهند قصد مسافرت به شهری دوردست را داشت که اموال زیادی را در آنجا سرمایه گذاری کرده بود . لذا بار سفر را بست و شترش را آماده ساخت و سوار بر آن شد و به سوی آن شهر به راه افتاد . دعای سوار شدن بر وسیله ی سواری را خواند : " سبحان الذی سخر لنا هذا و ما کنا له مقرنین و إنا إلی ربنا لمنقلبون " . و شتر به لطف خداوند به راه افتاد در حالیکه مهند بر روی پشتش سوار بود . شب و روز بدون هیچگونه توقفی به راه خود ادامه می داد چرا که مقصد دور بود و صحرا سوزان نه آبی در آن مشاهده می شد و نه درختی و  هر چه جلوتر می رفتند بر شدت گرمی هوا افزوده می شد ...



ادامه ی داستان در ادامه ی مطلب


نوع مطلب : داستان های بسیار زیبا و كودكان ، 
برچسب ها : توبه، داستان نبوی، خوشحالی خداوند بخاطر توبه ی بنده اش، خداوند بخاطر توبه ی بنده اش خوشحال می شود، تمثیلی زیبا برای توبه، هیچ فكر كرده ای خداوند بخاطر توبه ات چقدر خوشحال می شود،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 6 اردیبهشت 1393

داستان زیر اقتباسی از گفتار رسول الله صلی الله علیه و سلم ، برای مشاهده ی اصل حدیث به آدرس زیر مراجعه فرمایید : صحیح البخاری ، كتاب احادیث الانبیاء ، رقم 3470،ج2 /408-409 و صحیح مسلم ، كتاب التوبة ، باب قبول توبة القاتل و ان كثر قتله ، رقم 2766، ج1683/4

{ داستان شماره 14 }

با ترجمه ی عبدالله دریایی

قاتلی که در جستجوی بخشش و رحمت الهی است

در زمانهای گذشته شخصی بنام افرام زندگی می کرد این شخص از انسانهای شریر بنی اسرائیل بود که با کوچکترین دلیل انسانها را می کشت ، نود و نه نفر را کشته بود .

روزی از روزها افرام گوشه ای نشسته بود به قتلها و ستمهایی فکر می کرد که انجام داده بود  . با خود می گفت : خداوند به همه چیز آگاه است و مرا به هنگام ارتکاب جرم می دیده است  . افرام گریه می کرد و می گفت : آیا می توانم توبه کنم و آیا خداوند مرا می بخشاید ؟ و از مردم می پرسید  : عالم ترین شخص روی زمین کیست ؟

او را نزد راهبی نادان که در قله ی کوهی زندگی می کرد و از مردم کناره گرفته بود و عبادت می کرد راهنمایی کردند . 



ادامه ی داستان در ادامه ی مطلب


نوع مطلب : داستان های بسیار زیبا و كودكان ، 
برچسب ها : توبه ی قاتل، قاتلی كه در جستجوی بخشش بود، در جستجوی بخشش، داستان نبوی، قاتلی بعد از كشتن 99 نفر پشیمان می شود، قاتل 99 نفر،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 فروردین 1393

داستان زیر اقتباسی است از حدیث نبی اكرم صلی الله علیه و سلم ، برای مشاهده ی اصل حدیث می توانید به آدرس زیر مراجعه

 فرمایید : صحیح مسلم ، كتاب الزهد و الرقائق ، باب الصدقة علی المساكین ، رقم 2984، ج  4/  18.9- 1810


    { داستان شماره 9 }   

مترجم : عبدالله دریایی 

صدایی در آسمان

عمو محمود در مسیر بازگشت به شهرش از صحرایی سوزان در حال عبور بود آب و غذایی را که به همراه داشت تمام کرده بود و از شدت گرسنگی و تشنگی نزدیک بود که هلاک شود ... مدتی ایستاد تا خستگی را بدر کند صحرای بزرگی بود نه راه پیش را داشت و نه راه پس . از شدت تشنگی و گرسنگی به زمین افتاد و نتوانست به راه خود ادامه دهد. 



بقیه داستان در ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های بسیار زیبا و كودكان ، 
برچسب ها : صدایی در آسمان، به یاد دیگران بودن، به یاد نیازمندان بودن، كمك به نیازمندان، داستان نبوی، كودكان و داستان، نصرت الهی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 اسفند 1392

حقیقتا استفاده از داستان در رساندن مفاهیم دینی از روش های قرآنی است داستان های متعددی را در قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم مشاهده می كنیم كه بیانگر مفاهیم والای شرع است . در این بین استفاده از داستان برای تثبیت این مفاهیم در ذهن و قلب كودك و نوجوان واقعیتی انكار ناپذیر می باشد . احادیث نبوی راكه رویكرد داستانی دارد به صورتی بسیار زیبا بازنویسی شده است بنده هم برای استفاده فارسی زبانان آنرا به زبان فارسی برگرداندم .

قبل از ارائه ی  این برگردان بنا بر امانت علمی بر خود لازم دانستم نویسندگان و تهیه كنندگان متن عربی آن را خدمت دوستان نام ببرم :

اسم كتاب : رحله مع 30 حدیثا نبویا ( همگام با 30 حدیث نبوی ) .مربوط به معهد شرعی كودكان . رئیس مجمع : جاسم محمد مطوع. نویسنده : محمد عدنان غنام .نقاشی : دكتر یاسر محمد نصر .كارشناس شرعی : دكتر عیسی زكی : دكترای فقه مقارن .تخریج احادیث نبوی : دكتر سعاد صبیح دكترای علوم حدیث و حدیث . كارشناس تربیتی :أ. خالد قطان.


حدیث نبوی كه داستان زیر از آن اقتباس شده است :

...أن رسول الله صلی الله علیه و سلم قال : ( بینما رجل یمشی ، فاشتد علیه العطش ، فنزل بئرا ، فشرب منها ، ثم خرج ، فإذا هو بكلب یلهث ، یأكل الثری من العطش ، فقال : لقد بلغ هذا مثل الذی بلغ بی ، فملأ خفه ، ثم أمسكه بفیه ، ثم رقی ، فسقی الكلب ، فشكر الله له ، فغفر له . قالوا : یارسول الله ، و إن لنا فی البهائم أجرا ؟ قال : فی كل كبد رطبه أجر ) صحیح بخاری ، كتاب المساقاه ، باب فضل سقی الماء ، شماره 2363ج 2 /88 و صحیح مسلم ، كتاب السلام ، باب : فضل ساقی البهائم المحترمه و إطعامها ، شماره 2244، ج 1405/4.


داستان شماره 1 

مترجم : عبدالله دریایی

مردی که خداوند او را بخشید

راشد به سرعت گام بر می داشت و ریگزارها را می پیمود تا هر چه زودتر به خانه اش برسد . گرمای هوا به اوج خود رسیده بود وراه رفتن برای او مشکل .   




ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های بسیار زیبا و كودكان ، 
برچسب ها : داستان نبوی، رحلة مع 30 حدیثا نبویا، همگام با 30 حدیث نبوی، مردی خداوند او را بخشید،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 3 دی 1392





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



در این وبلاگ
در كل اینترنت
  تماس با ما
جزیره قشم
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات